فقط ۲ نفر؟!... بگذریم.

قاصدک !هان چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی اما.اما
گرد بام ودر من
بی ثمر میگردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری-باری
برو آنجا که بود چشمی گوشی با کس
برو آنجا که ترا منتظرند
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم میگوید
که دروغی تو .دروغ
که فریبی تو .فریب
قاصدک! هان .ولی ...آخر ...ای وای !
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام آی !کجا رفتی ؟ آی...!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی .جایی؟
در اجاقی -طمع شعله نمیبندم -خردک شرری هست هنوز
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم میگریند .
مهدی اخوان ثالث.

داستان این هفته «مغروق» هست از آنتوان چخوف نویسنده بزرگ روسی.
در خيابان ساحلي يك رودخانه ي بزرگ كشتي رو ، غلغله برپاست ــ از نوع غلغله هايي كه معمولاً در نيمروز گرم تابستاني برپا ميشود. گرماگرم بارگيري و تخليه ي كرجيها و بلمهاست. فش فش كشتيهاي بخار و ناله و غژغژ جرثقيلها و انواع فحش و ناسزا به گوش ميرسد.هوا آكنده از بوي ماهي خشك و روغن قطران است … هيكلي كوتاه قد با چهره اي سخت پژمرده و پف كرده كه كتي پاره پوره و شلواري وصله دار و راه راه به تن دارد به كارگزار شركت كشتيراني « شچلكوپر » كه همانجا در ساحل ، بر لب آب نشسته و چشم به راه صاحب بار است نزديك ميشود.


ادامه مقاله هفته گذشته:( حمیدرضا.ک - مرضیه شیوایی)
داستان، نمايش كوششي است كه سازگاري افكار و عواطف را موجب مي شود.
نويسنده به طور عام از مردم ديگر با نياز و قابليت ارائه افكار و احساساتش متمايز است ، ارائه افكار و احساسات در شكل و صورتي كه به مردم بهتر فكر كردن و چيره شدن بر مشكلات و ارتباط صحيح با يكديگر را مي آموزد . واعظ ، فيلسوف و مقاله نويس افكار خود را بطور كلي و مجرد بي توجه به احساسات خود ارائه مي دهند اما نويسنده تمايلي به ارائه افكار كلي و مجرد ندارد و مي خواهد آنها را به طور ملموس تصوير كند ، در اين تصوير افكار و احساسات بطور تفكيك ناپذيري به هم آميخته اند. در خلق چنين تصويري در عمل ، نويسنده تجربه خود را به صورت برگزيده و تنظيم شده ارائه مي دهد، به شيوه اي كه خواننده ممكن است خود را در آن سهيم بداند و در افكار و احساسات او شركت كند .
اما تاریخچه داستان کوتاه:
داستان کوتاه، به شکل و الگوی امروزی در قرن 19 ظهور کرد. اولین بار ادگار آلن پو در سال 1842 داستان کوتاه را تعریف کرد و تفاوت میان شکلهای کوتاه و بلند داستان نویسی را با ارائه اصول انتقادی و فنی خاصی مشخص کرد. اما برخلاف اصولی که پو ارائه داده بود،داستان های کوتاهی که در قرن 19 نوشته می شد، فاقد ساختمان حساب شده و محکم بود و به آن ها قصه، طرح ،لطیفه و حتی مقاله می گفتند
در طی یک قرن و نیم که از طلوع داستان کوتاه می گذرد، این نوع اثر ادبی در بیشتر کشورهای جهان، مقام و مرتبه ای والا برای خود دست وپا کرده است. با گذشت زمان انواع گوناگونی از داستان های کوتاه بوجود آمده است و داستان کوتاه، تنوع و تکامل بسیاری یافته و به همین دلیل تعریف های معمولی و قدیمی به اصطلاح تعریف های سنگ شده، قابلیت انعطاف و جامعیت خود را از دست داده است. چه دنیا و هرچه مربوط به آن است و جامعه انسانی، پویا است و نمی توان قوانین ایستا را بر آنها حاکم کرد.
اولین بار ادگارد آلن پو در انتقادی که بر مجموعه داستان های قصه های ناتانیل هاثورن(نویسنده آمریکایی) نوشت داستان کوتاه را چنین تعریف کرد:
نویسنده باید بکوشد تا خواننده را تحت اثر واحدی که اثرات دیگر مادون آن باشد، قرار دهد و چنین اثری را تنها داستانی می تواند داشته باشد که خواننده در یک نشست که از دو ساعت تجاوز نکند تمام آن را بخواند .
در فرهنگ وبستر برای داستان کوتاه تعریفی آمده است که به نسبت از تعریف های دیگر کاملتر است و بر اغلب داستان های کوتاهی که امروزه نوشته می شود، قابل تطبیق است:
داستان کوتاه، روایت به نسبت کوتاه خلاقه ای است که نوعاً سر و کارش با گروهی محدود از شخصیت هاست که در عمل منفردی شرکت دارند و غالباً با مدد گرفتن از وحدت تاثیر بیشتر بر آفرینش حال و هوا تمرکز می یابد تا داستان گویی.
از آنجا که داستان کوتاه اغلب تغییرات مداوم زندگی فردی و اجتماعی را روایت می کند، طبعاً برای بیان این تغییرات به قالب های متنوعی نیازمند است. ازاین رو داستان کوتاه، پیوسته محمل تجربه های تازه است و انواع گوناگون و رنگارنگی از آن آفریده شده و می شود و نویسندگان بزرگ و نابغه ای هر کدام نوع تازه ای از آن را به نام خود ثبت کرده اند.
برجسته ترین این نویسندگان عبارتند از:
1- ادگار آلن پو( نویسنده و شاعر آمریکایی)
2- گوگول( نویسنده روسی)
3- گی دو موپاسان(نویسنده فرانسوی)
4- آنتوان چخوف( نویسنده روسی)
5- اُ.هنری یا ویلیام سیدنی پورتر( نویسنده آمریکایی)
6- فرانتس کافکا( نویسنده چک)
7- جیمز جویس ( نویسنده ایرلندی)
8- رینگ لاردنر( نویسنده آمریکایی)
9- ارنست همینگوی ( نویسنده آمریکایی)
